شمس سراج عفيف
500
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
عم نواله برين بود حضرت شاه التماس عماد الملك در باب ملك شمس الدين دامغاني اجابت نمود - و فرمان فرمود تا دامغاني را براي نيابت اقطاع گجرات پيش تخت بيارند - بعد از چند روز او را در پاي سلطان فيروز انداختند - دران حالت از حضرت شهنشاه با جلادت فرمان شد شمس تو ما را ضمان نفس خود بده - دامغاني چون از زبان حضرت سليماني اين لفظ شنيد على الفور از زبان خود كشيد - هركرا فرمان خسرو جهان شود درين محل حضرت شهنشاه اكمل فرمود كه بندگيء شيخ الاسلام نظام الحق و الشرع و الدين قدس الله سره العزيز را الآن ضمان نفس خود بده - دامغاني قبول كرد - روز ديگر حضرت جهاندار چون شهرياران كامگار سواري كرد - در روضهء شيخ الاسلام مخصوص كرده دامغاني را برابر خود كرده بود - دامغاني غلاف قبر خدمت شيخ الاسلام بدست خود گرفت - و مستقبل قبله شده خدمت شيخ را ضمان نفس خود داد - حضرت شاه آن خودخواه را در گجرات فرستاد - المقصود چون دامغاني از پيش حضرت جهان باني روان گشت پس از چند روز در گجرات رسيد - از محصولات پرگنات و معاملات و قريات و جز آن اموال فراوان گرفت - در دل عقدهء فطرت بست - آلات و ادوات آن پيش گرفت - يك دانگ و درم از محصول گجرات در حضرت نفرستاد - و آن مقدار اصحاب بردات كه بر ابر او رفته بودند هيچ